دانلود سریال Dekalog

دانلود سریال Dekalog با لینک مستقیم

آپدیت: کیفیت BluRay 720p اضافه شد

«جزء 250 سریال برتر IMDb با رتبه 18»

دانلود سریال Dekalog

امتیاز IMDb از 10: 9.1 – میانگین رای 15,646 نفر

ژانر: درام

ستارگان: Artur Barcis, Olgierd Lukaszewicz, Aleksander Bardini

سازندگان: Krzysztof Kieślowski

شبکه: SFB

روز پخش: –

سال های پخش: 1990-1989

وضعیت: به اتمام رسیده

اطلاعات بیشتر: IMDbWikipedia

سریال تلویزیونی ده فرمان (به لهستانی: Dekalog) اثر فیلمساز لهستانی کریستف کیشلوفسکی مجموعه‌ای تلویزیونی‌ست که در سال ۱۹۸۹ به نمایش عمومی درآمد. کیشلوفسکی فیلمنامهٔ این مجموعه را با مشارکت کریستف پیسیویچ به نگارش درآورد. این مجموعه شامل ۱۰ قسمت یک ساعته ملهم از ده فرمان موسی است. هر قسمت از مجموعه موقعیت شخصیت‌هایی در لهستان امروزی را در مواجهه با یک یا چند موضوع اخلاقی یا معنوی مورد کاوش قرار می‌دهد و به بازتاب آن فرامین موسی در زندگی روزمره می‌پردازد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


7 دیدگاه برای “دانلود سریال Dekalog”

  1. … یک روز به طور تصادفی در خیابان به پیسیویچ برخورد کردم. هوا سرد بود. باران می‌آمد. یکی از دستکش‌های خود را گم کرده بودم. پیسیویچ به من گفت: «یکی باید یه فیلمی درباره‌ی “ده فرمان” بسازه. تو باید این کار رو بکنی.»

    … در آن زمان احساس ناامنی عمومی را در سراسر دنیا مشاهده کرده بودم. در این‌جا منظورم ناامنی سیاسی نیست، بلکه منظورم ناامنی در زندگی عادی روزمره است. پشت هر لبخند مودبانه‌ای نوعی بی‌تفاوتی می‌دیدم. سراپای وجودم را این احساس دربرگرفته بود که بیش از پیش با انسان‌هایی مواجه می‌شویم که واقعن هیچ ایده‌ی مشخصی از این که چرا زندگی می‌کنند، ندارند. به این نتیجه رسیدم که حق با پیسیویچ است، ولی دریافتم که ساختن ده فرمان آسان نیست. از او سوال کردم که چگونه باید این کار را انجام دهیم. او گفت: «نمی‌دونم.»

    مدت‌ها گذشت و هنوز هیچ راه حلی نیافته بودیم. آیا باید یک فیلم باشد؟ یا چند فیلم؟ شاید ده فیلم؟ یک سریال، یا ده فیلم جداگانه، هر کدام براساس یکی از فرمان‌ها؟ این ایده‌ی آخری خیلی به ده فرمان وفادار به نظر می‌رسید…

    درست از همان ابتدا می‌دانستیم که فیلم‌ها باید (مربوط به زمان) معاصر باشند… فیلم‌ها باید به اندازه‌ای که این فرمان‌ها بر زندگی روزمره نفوذ دارند، زیر نفوذ آن‌ها باشند. می‌دانستیم که طی هزاران سالی که از صدور این فرمان‌ها می‌گذرد، هیچ ایدئولوژی یا فلسفه‌ای با آن‌ها مقابله نکرده است، ولی این فرمان‌ها همواره نقض شده‌اند. به بیان ساده‌تر: هر کسی می‌داندکه قتل انسانی دیگر خطاست ولی جنگ‌ها ادامه دارند و پلیس‌ها هم‌چنان اجسادی را پیدا می‌کنند که چاقویی در گلویشان فرو رفته است. اگر کسی درباره‌ی خوبی یا بدی قتل سوال کند، نشانه‌ی ساده‌لوحی یا حماقت اوست؛ ولی می‌توان این سوال را مطرح کرد که چرا انسان‌ها یکدیگر را بدون دلیل به قتل می‌رسانند، به ویژه می‌توان پرسید که آیا قانون حق دارد برای مجازات قتل، حکم قتل دیگری صادر کند یا نه؟

    تا مدت‌ها نگران ابعاد فیلم بودیم، البته نه به عنوان نویسندگان فیلم‌نامه یا کارگردان. ما از چیز دیگری می‌ترسیدیم. آیا حق داشتیم تا موضوعی با این اهمیت جهانی را مطرح کنیم… هنگامی که ناگهان دریافتیم همه‌ی نویسندگان، نقاشان، نمایش‌نامه‌نویشان و فیلم‌سازان به طور غیر مستقیم با مضامین محوری ده فرمان سر و کار دارند، ترس ما کاهش یافت – در گذشته چنین بوده و بدون شک در آینده نیز چنین خواهد بود. آیا “ریچارد سوم” شکسپیر «حسرت» چیزی را نمی‌خورد که حقش نبود؟ “برادران کارامازوف” هم برای «تجلیل» از پدرشان دلایل چندان خوبی ندارشتند و “راسکولنیکوف” هیچ دلیلی برای «قتل» پیرزن نداشت. “بروگل” در نقاشی‌هایش «دزدها و سارقین» را به تصویر می‌کشید، “وودی آلن” همواره در فیلم‌هایش شخصیتی را تصویر می‌کند که به فکر «زنا» است… بتهوون نیز همین‌طور است: هم خدا را «ستایش» می‌کند و هم به آن «شک» می‌کند – گاهی حتی در یک سمفونی.

    کریشتف کیشلوفسکی-1990

    این سریال 10 قسمتی یا بهتراست بگوییم این مینی سریال 10 قسمتی؛ در شهر “ورشو” فیلمبرداری شده و 10 داستان متفاوت از هم را برایتان تعریف میکند.اکثر بازیگران این سریال افراد مشهور آن دورانِ سینمای لهستان هستند ولی دربینشان بازیگران کم آوازه که بعد ها مشهور شدند نیز پیدا میشود. دو تن از بازیگران سریال یعنی Jerzy Stuhr و Zbigniew Zamachowski در فیلم “سه رنگ : سفید” که همین کیشلوفسکی آن را ساخته حضور داشته اند. شاید سه گانه ی رنگ ها کیشلوفسکی را جهانی کرد ولی سریال او دربردارنده ی خیل عظیمی از پیامهای اخلاقی و بررسی رفتارهای غلط انسانی در طیف جامعه ایست که میتوان ساعت ها درمورد اپیزودهایش به بحث و گفت و گو نشست.
    کیشلوفسکی بعد از دیدنِ فیلم “Ten Commandments” محصول 1956 به فکرِ ساخت سریالی بود که با بهره گیری از 10 فرمان الهی بتوان معذلات کشور لهستان را به تصویر کشید و بالاخره موفق شد درسال 1989 سریالش را تکمیل کند و به پرونده ی کاری خود بیفزاید. این کارگردان درابتدا دوست داشت نویسنده باشد و اجازه دهد 10 کارگردانِ مختلف نمایشنامه اش را کارگردانی کنند ولی بعد ها تصمیم گرفت خودش کارگردان باشد ولی از فیلمبردارهای متفاوتی استفاده کند. فیلمبردار های تمام اپیزودها افراد متفاوتی بودند ولی اپیزودهای 3 و6 این سریال توسط Piotr Sobocinski فیلمبرداری شده اند.
    اسامی اپیزودهای سریال بصورت حروف یونانی هستند و از I , II , III , IV , V ,….تا عدد 10 ادامه میابند.
    کیشلوفسکی اپیزودهای پنجم و ششم این سریال را درقالب دوفیلم سینمایی “فیلمی کوتاه درباره ی کشتن” و “فیلمی کوتاه درباره ی عشق” به تصویرکشیده است.این سریال هفتمین سریال برتردنیا از نظر “معناگرایی” است. اگرچه داستان سریال اقتباسی از دستورات دینی قوم یهود است ولی لزوماً هدفش دعوت مردم به خداپرستی نبوده و ازین عنصر بعنوان یک مکمل درتعریف داستان استفاده کرده است.نگارش فیلمنامه ی این سریال 1 سال طول کشیده است.
    درهراپیزود سریال فردی بی اسم و بدون شخصیت پردازی با بازی Arthur Barcis که درواقع سمبلی از اتفاقات فراطبیعیست حضور دارد و درزمانهای حساس هر اپیزود نظاره گر اعمال شخصیت های اصلی سریال است.این شخصیت فقط دراپیزودهای 7 و 10 سریال غایب بوده است. مثلاً دراپیزود 1 اورا درقالب فردی بی خانمان که کنار آتش نزدیک رودخانه نشسته میبینیم و همان فرد دراپیزود دوم خدمتکار بیمارستان است و در اپیزود هشتم نقش یک دانشجو را بازی میکند.

    شیر “خوراکی” دراین سریال سمبلی است که میتوان ساعتها بخاطر فلسفه ی وجودی اش دراین سریال گفت و گو کرد. دراپیزود اول شیر “تلخ” است. دراپیزود دوم شخصیت دکتر درتمام لحظات پاکت شیر در دستش است.یا در اپیزود هشتم شخصیت Roman موقع تماشای بازی کودکان لیوانی را از شیر پر میکند. پس سریال درکنار درام بودن خود یک نسخه ی کلاسیک از سریال True Detective هم بشمار می آید و مملو از ارجاعات فلسفی و روانشناسانه است.

    فیلمساز نخبه ی هالیوودی “استنلی کوبریک” بعد از دیدن این سریال از آن بعنوان سریال موردعلاقه اش نام برده و به تمجید از کارگردان آن پرداخته است :”من ازینکه ازبین کارهای یک کارگردان بزرگ (خطاب به کیشلوفسکی) بخواهم اثر یا آثاری را گلچین کنم بیزارم ولی نمیتوان “The Dicalogue” کیشلوفسکی و دستیارش را دید و از آن سخن نگفت. من مبهوتِ ذهن خلاق کارگردانی شدم که فقط تعریف کردنِ داستان برایش مهم نیست بلکه توانایی مجسم سازی ذهنش به بهترین شکل را دارد. قدرت بیانی که در تک تک اپیزودهای سریال نهفته نه تنها بیننده را به فکر فرومیبرد بلکه اورا وادار میکند به چیزی فراتر از یک داستان فکرکند و به خود بگوید “درحقیقت چه چیز درحال رخ دادن است؟”.
    تکنیک کارگردان و تیم سازنده در ساخت این اثر ستودنی است.هیچ یک از ایده های سریال بی هدف مطرح نمیشوند و وقتی شما مشغولِ واکاوی آنها هستید میفهمید که قلبتان توسط سریال تسخیر شده است.
    استنلی کوبریک – ژانویه 1991

    از ادمین عزیز ممنون که دومین سریال درخواستی بنده ر و هم اضافه کردند دست گلتون درد نکنه
    این سریال را بار ها باید دید و همین و بس
    از مینی سریال های دیگه شاهکار هم میشه به
    das boot , I, Claudius , Pride and Prejudice , Summer Heights High اشاره کرد و قطعا ( نظر شخصی ) سریال ده فرمان بهترین مینی سریال تاریخ و همینطور جز بهترین سریال های تمام دوران هاست .