دانلود فیلم The Killing of a Sacred Deer 2017

دانلود فیلم The Killing of a Sacred Deer 2017 با لینک مستقیم

کیفیت BluRay Full HD 1080p اضافه شد

دانلود فیلم The Killing of a Sacred Deer 2017

امتیاز IMDb از 10: 7.3 – میانگین رای 32,325 نفر

ژانر: درام، ترسناک، معمایی

ستارگان: Nicole Kidman, Colin Farrell, Alicia Silverstone

کارگردان: Yorgos Lanthimos

محصول کشور: انگلستان، ایرلند، آمریکا

نمره منتقدین: 73/100

مدت زمان: 121 دقیقه

اطلاعات بیشتر: IMDbWikipedia

کشتن گوزن (آهو) مقدس، یک فیلم درام به کارگردانی یورگوس لانتیموس محصول سال ۲۰۱۷ است که در بخش مسابقه هفتادمین جشنواره فیلم کن حضور داشت و برنده جایزه مشترک بهترین فیلمنامه شد. در داستان فیلم آمده است: جراح ماهری یک نوجوان آشفته و رنج‌کشیده را زیر پر و بال خود می‌گیرد تا این‌که پسر می‌کوشد او را وارد خانواده به‌هم‌ ریخته‌اش کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


58 دیدگاه برای “دانلود فیلم The Killing of a Sacred Deer 2017”

  1. هنوز این فیلم رو ندیدم اما به طور ختم میتونم بگم که کارگردان این فیلم یکی از توانمندترین کارگردانایی هست که دیدم.
    مطمئنا دوستانی که فیلمای گذشته این کارگردان مثل Lobster و dogtooth رو دیده باشن با سبک این کارگردان آشنا و همچنین با نظر بنده موافق هستند.
    انشالله در اسرع وقت این فیلم رو میبینم و میام اینجا هم از نظرات دوستان استفاده میکنم هم دیدگاه خودم رو نسبت به این فیلم بیان میکنم.
    ندید پیشنها میکنم در صورت دیدن پشیمان نخواهید شد

    1. موافقم
      دوستان این فیلم رو از دسن ندین یکی از بهترین فیلم های 2017 هستش بدون هیچ شکی
      فیلم dogtooth هم که اقای ابراهیمی معرفی کردن عالیه

    2. سلام آفای ابراهیمی
      منتظر زیرنویس موندم و بلاخره فیلم رو دیدم
      خیلی ابهامات دارم، این فیلم از مادر پیچیده تر بود!
      یه جورایی قضیه رو اصلا نفهمیدم
      شاید کارترا باید یه سری چیزا رو میگفتن یا بیشتر بروز میدادن که ندادن
      اولش به فکر داستان قربانی کردن حضرت ابراهیم افتادم
      فکر میکردم پدر قصمون باید تصمیم میگرفت یکی رو قربانی کنه وقبل کشتنش مشکلاتشون حل میشد
      اما وقتی پسرش رو کشت تمام تصوراتم به باد رفت و فهمیدم از اول اصلا برداشت اشتباهی داشتم
      حتی بعد از تیر خوردن هم امید داشتم پسرش زنده باشه مثل چاقویی که گلوی پسر حضرت ابرهیمو نبرید
      خیلی خیلی مشتاقم که نظر شما رو بدونم

      1. سلام نگاه جان
        ممنونم از اینکه بنده رو قابل میدونین.
        فیلم سنگینی بود و نیاز به شناخت خیلی چیزا داست.
        پایین دیدگاه رو گذاشتم خوشحال میشم که بخونینش و نظرتون رو بگید…
        راستی سوالتون رو در ارتباط با پور زرد رنگ داخل فیلم مادر هم زیر همون فیلم توضیح دادم

  2. حیف که زیرنویس نداره هنوز
    وگرنه همین الان میدیدمش :))
    کارگردان عالی… بازیگران عالی
    نمره بیست کلاسو نمیخوام بهترین هوش و حواسو نمیخوام من فقط زیرنویس این فیلمو میخوام!

  3. سلام و عرض ادب و احترام؛
    دوستان بزرگوار؛ همچنان منتظر مشارکت شما و ارسال دیدگاه و نقطه‌نظرات‌تون درباره این فیلم هستیم! ما رو از نظرات‌تون بی‌نصیب نذارید لطفاً.
    ضمن این‌که درخواست(ها)ای هم از تیم مدیریتی این سایت داشتم؛ می‌دونم سایت نوپایی هستید و تدریجاً تغییراتی رو درجهت پیشرفت و مناسب‌سازی سایت اعمال خواهید نمود. با ذکر این نکته که قصد جسارت یا دخالت در کار تخصصی‌تون رو ندارم، خواستم 2 تا پیشنهاد بدم؛
    اول، این‌که اگه یه دستی به سر و روی سایت بکشید (خاصه بنر بالای سایت)، به نظرم با اعمال تغییراتی نه‌چندان هزینه و زمان‌بر، هم شکیل‌تر و چشم‌نوازتر شه و هم پرستیژ سایت‌تون رو متمایز از همکارهاتون کنه. به‌طور مثال، وقتی نشانگر موس روی عکس‌ها می‌ره و [قبل از کلیک] تصویر افکت‌اش تغییر می‌کنه، می‌تونه از تغییرات کوچک اما چشمگیر باشه.
    دوم، به‌نظرم جای خالی پلان و آپشنی برای امتیازدهی مخاطبان‌تون، کاملاً حس می‌شه و چه خوب می‌شه اگه علاوه بر مشاهده امتیاز سایت‌های مرجعی مثل IMDB یا روتن‌تومیتوز، از امتیاز دوستان سینمادوست‌مون هم استفاده کنیم.
    البته مجدداً جا داره که اذعان کنم که حقیقتاً قصد جسارت و دخالت در کارتون رو ندارم و می‌دونم که خودتون کاستی‌ها رو بهتر از من می‌بینید، می‌شناسید و تشخیص می‌دید. ضمن اینکه باید درنظر گرفت که مدت کمی از افتتاح این سایت می‌گذره و در همین مدت زمان کوتاه ثابت کردید که پتانسیل و قابلیت بزرگی رو دارید (البته «بزرگی» اینجا به دو تعبیر و منظور به کار رفته؛ اولاً از وجهه‌نظر شخصیتی، که پاسخ‌گویی به مخاطب‌ها و احترام به خواسته‌هاشون رو عملاً و کاربردی داریم می‌بینیم و درثانی، «بزرگی» از نظر حرفه‌ای و کاری، که به‌حق نشون دادید که پتانسیل‌اش رو دارید).

    1. سلام حامد جان
      لطفا از واژه هایی مثل “دخالت تو کارتون نمیکنم” و … استفاده نکنین، چون لاوین مووی سایت خودتونه! اگه شما راهنمایی نکنید پس کی بکنه؟! 🙂
      بله قصد یه سری تغییراتی رو داریم “البته فعلا بصورت ساده”
      به زودی سعی میکنیم قالب جدید رو فعال کنیم و در همون حین فعال بودن کم کم بقیه بخش هاش رو بصورت هر هفته یک بار انجام بدیم
      در مورد امتیاز دهی کاربران هم باید بگم در سایت قبلیمون این امکان وجود داشت و امتیاز کاربرا همیشه دقیقا با امتیاز imdb برابر بود! برای همین اون بخش رو فعلا فاکتور گرفیتم
      امیدواریم بعد از رونمایی قالب جدید حداقل کمی از این حجم بزرگ کمی و کاستی های لاوین مووی کم بشه و مورد رضایت دوستان قرار بگیره

  4. «حاوی اسپویل»

    سلام خدمت تمامی بزرگواران و دوست داران سینما
    بعد از اضافه شدن زیرنویس فیلم رو دیدم (همین چند دقیقه پیش تمومش کردم)
    من چندتا درس از این فیلم گرفتم که براتون مینویسم:
    — یاد میگیریم که همیشه نباید به فکر گذروندن لحظه حال باشیم و امیدوار باشیم همه چی خود به خود درست میشه و بخشیده شدن از طرف دیگران همیشه وجود داره (ثابت شد گاهی اینجوری نیست که کاملا هم درسته)
    — یاد میگیریم گاهی تا چیزی که سر کسی اومده رو تجربه نکنیم هرگز به عمق دردش پی نمیبریم (در این فیلم به نظر بنده حقیر درد و غم بوده که ما در زندگی میتونیم به شادی هم اختصاص بدیم، به عنوان مثال همین موضوع رو برعکسش کنید و با مظمون دیگه ای به فیلم نگاه کنید)
    — یاد میگیریم…. بزارین ساده بگم: شما یه ادم پولدار هستین و فکر میکنین (فقط فکر میکنین) که پول شمارو از همه خطا ها و اشتباهاتتون نجات میده،،، اما وافعا اینجوری نیست و بعضی چیزهارو نمیشه درست کرد…حتما باید بهاش رو بدید (پس خواهشا این رو ملکه ذهنتون کنین که حداقل برای کار درست تلاشتون رو بکنین و گاهی با محدود کردن خودتون هست که تو زندگی برنده میشین و تا اخر عمر لازم نیست دردی رو تحمل کنین که درمونی براش هنوز وجود نداره)
    — یاد میگیریم……. یاد میگیریم همه اما بد نیستن ما کاری کردیم بد بشن، شاید ناخواسته و شایدم خواسته .
    — میشه فهمید شاید راه های های ساده تری برای حل مشکل وجود داشته باشه و ما فقط نمیخوایم یه چیزایی رو از دست بدیم و طمع داریم
    خیلی چیزای دیگه هست که میشه یاد گرفت و مطمئنم خودتون با دیدن فیلم میفهمید
    اما خارج از این حرف ها این فیلم یه فیلم نمادین بود و من درست متوجه نشدم و از دوستان دیگه میخوام که توضیح بدن تا ما استفاده کنیم
    شاید بشه اینجوری حساب کرد که نتیجه اعمال ما همیشه به خودمون آسیب نمیزنه و قانون هستی و طبیعت به شکلی خواهان فهموندن اشتباهاتمون هستن
    و در آخر بین بدد و بدتر چه حق انتخابی هست…؟

    1. سلام رضا جان.
      کاملا مشخصه که فیلم رو با دقت بالایی تماشا کردی…
      اگر دقت کرده باشی نیمه اول فیلم به غرور و عواقب و … می پردازه اما نیمه دوم فیلم به طور کاملا ظریفی رقابت بین سه فرد خانواده هست که مورد انتخاب قرار نگیرن و کاملا به انتخاب مرد خانواده ربط داره.
      پایین کامل توضیح دادم راجب تلاش سه نفر.
      اگر لازم بود بگو تا بیشتر مثال بزنم.

  5. چقد این فیلم جذاب بود از هر لحظه ش لذت بردم
    به این میگن فیلم
    بهترین دیالوگ فیلم: مهم نیست دوستان زیادی داشته باشی مهم اینه دوستان خوبی داشته باشی
    بهترین لحظه فیلم: رسیدن به آخر خط و چکوندنِ ماشه
    بهترین بازیگر فیلم: colin farrell که خداوکیلیشم ترکونده بود متفاوت ترین نقشی بودکه تاحالا ازش دید بودم ی شخصیت پیرو قوانین و محکم ک اخرش وا داد
    امتیازم 9 از 10
    10 نمیدم چون یه هفته درگیرشم لعنتیییییی خیلی خوب بود

  6. «حاوی اسپویل»

    سلام دوستان.
    من این فیلم رو چندروز پیش دیدم اما واقعا هرچقدر فکر کردم دیدم نیاز هست یکبار دیگه ببینمش تا بتونم دیدگاهی درخور این فیلم ارائه کنم.
    در ابتدا فیلم واقعا خوش ساخت خوب هست و من ازش لذت بردم و دیوانگی این کارگردان یونانی که قبلا توی دو فیلم گذشتش هم دیده بودیم توی تک تک دیالوگای این فیلم موج میزد…
    قبل از هر چیزی اسم فیلم رو که شنیدم حدس میزدم در چه ارتباط باشه اخه این داستان اسطوره ای یونانی تقریبا چندین از یکی از دوستان شنیده بودم که یکی از پادشاهان یونان گوزنی رو میکشه و به خونبهای آن مجبور میشه که دخترش رو قربانی کنه (خیلی یادم نیست که چی بود)…
    این فیلم خیلی چیزا داره که نمیشه بیانش کرد و
    سوال اصلی که باید ذهن بیننده رو درگیر کنه اینه که آیا مرد مقصر مرگ پدر پسر بود یا نه؟؟؟؟؟
    بیشترین چیزی که توی فضای فیلم موج میزنه غرور هست که دوست عزیزمون آقای فرهاد منش هم بهش اشاره کردن.
    ادروغ و توجیه نشانه مقصر بودن هست که مرد داستان ما میدونه که مقصره اما غرورش اجازه قبول کردن تقصیر رو نمیده طوری که میبینیم یک دیالوگ به طور مشخص توسط اون و دکتر بیهوشی بهبا کمی تفاوت گفته میشه که هرکدوم اون یکی رو مقصر مرگ بیمار میدونن و همچنین هیچ نیازی نبود که مرد به دکتر بیهشوی در ارتباط با پسر درو بگه اما گفت چون میترسید که پزشک بیهوشی ماجرای پدر پسر رو به یاد بیاره ( البته کارگردان در نیمه اول داستان طوری این صحنه رو جلوه میده که با توجه به رابطه سرد خانواده جرقه ای از بعد جنسی بین دو کاراکتر در ذهن بیننده شکل بگیره)…
    مرد تا لحظه آخر فیلم و حتی با وجود قربانی دادن غرورش اجازه نمیده که بپذیره اشتباه کرده و به نظر حقیر صحنه آخر توی رستوران و بی توجهی به پسر نشانه پاک کردن صورت مسئله توسط مرد هست که باز نشان از گناهکار بودنش داره…
    مرد تاکید داره که 3 ساله الکل مصرف نکرده اما اگر اشتباه نکنم 2 سال پیش پدر پسر رو عمل کرده
    پس به نظر حقیر جواب سوال بالا بله هست و مرد مقصره…
    و نتیجه غرور بیش از حد در وهله اول آسیب به خود فرد و عزیزانش هست
    و همنطور که آقای فرهاد منش عرض کردن عواقب عمل نه تنها به خود فرد بلکه به خانوادش برمیگرده…
    از یک منظر دیگه:
    میخواست بگه توی شرایط سخت و زمانی که ته خط رسیده بودن هر سه نفر هم سعی میکردن تا رای پدر رو از خودشون دور کنن
    پسر کوچک در مرحله اول وا داد و با کوتاه کردن موهاش سعی کرد دل پدر رو بدست بیاره که انتخاب اون نباشه
    در مرحله بعد دختر خانه با اون صحنه دراماتیک که میگفت من رو قربانی برادر و مادرم کن میخواست رای پدر رو با مظلوم نمایی از خودش دور کنه در حالی که همین دختر با قساوت تمام به برادرش میگفت مردی Mp3 پلیرت برای من…
    و در مرحله آخر مادر وا داد و با جذابیت جنسیش سعی میکرد خودش رو به مرد نزدیکتر کنه…
    بازی کالین فارل عالی هست به خصوص اون صحنه هایی که اوج ناتوتنیش رو نشون میده یا اون تیکه هایی که با رفت به مدرسه بچه ها و زل زدن به زنش حین خواب واسه انتخاب اینکه چه کسی باید بمیره… و آخرش این انتخاب رو به شانس سپرد و فرقی نذاشت بین بچه هاش…
    (مرد یه جورایی نقش خداگونه داشت)
    در آخر پیشنها دمیکنم حتما دو فیلم گذشته این کارگردان رو هم ببینید…
    سپاس از تمام دوستان عزیز و سایت لاوین مووی

      1. همونطور که بالا عرض کردم‌ نیمه دوم فیلم به طور کامل‌رقابت بین این ۳ نفر واسه انتخاب نشدن هشت اگر نیاز بود بگید تا بیشتر مثال بزنم

    1. «حاوی اسپویل»

      جناب ابراهیمی وقتی دیدگاهتونو خوندم کیف کردم
      من درگیر این بودم که این فیلم برمیگرده به چه داستانی که در ابتدا گفتین و الان فیلم رو کاملا درک کردم
      اما چیزی که برام سواله اینه که اگه خارج از دید نمادین بودن به فیلم نگاه کنیم پسر چجوری میدونست مرد (جراح) باعث مرگ پدرش شده؟ بخاطر محبت بی دلیلی بوده که جراح بعد از مرگ پدرش به پسر میکرده؟ یا چون فیلم نمادین هست جوابی براش وجود نداره؟
      سوال بعد اینه که در رابطه شبانه مرد با زن چرا همچین حالتی وجود داشت؟ میخواست چیزی رو برسونه؟ من هرچقدر فکر کردم نتونستم بفهمم که چرا به شکل خاصی انجام میگرفت. شاید بخاطر این بوده که چون جراح شخصیت یه ادم منظم و پیرو قوانین بود؟ (مثلا تاکیدش به بچه هاش برای گل دادن گل ها و بردن سگ به گردش) – (دیر بیدار شدن پسرش برای رفتن به مدرسه که مادرش نورمال بود ولی پدر یا همون جراح خیلی تاکید داشت که به ساعت نگاه کن دیرش شده ، و… چون معمولا افرادی که شخصیت محکم و محدود کننده دارن همیشه در تنش و عذابن و نمیتونن خودشونو خالی کنن بخاطر همین بوده؟ یا اشاره به چیز دیگه ای داشته؟
      و یه سوال دیگه که ذهنیتم درباره ی چیزی رو تغییر داده
      چرا هر 3 نفر (مادر و دو فرزند) میخواستن خودشونو عزیز جلوه بدن برای اینکه توسط مرد انتخاب نشن؟ مثلا مادر نباید خودشو فدا میکرد؟ چون بچه هاش بودن و نمیشه باور کرد یه مادر از بچش به همین راحتی بگذره و به مرد هم گفت میتونیم دوباره بچه دار بشیم و حتی تاکید داشت اگه نتونستی از لقاح مصنوعی استفاده میکنیم
      شاید جواب سوالم این باشه که میخواست نشون بده دیگران حاضر نیستن بخاطر اشتباه دیگران ضربه بخورن؟
      این سوالاتم هستش که خیلی دوست دارم بدونم
      در اخر جناب ابراهیمی نمیدونم شما نبودین من تو فیلم مادر و همین فیلم باید چیکار میکردم
      مثل شما ندیدم کسی بتونه فیلم رو بفهمه و نقد کنه
      خیلی خیلی تشکر

      1. «حاوی اسپویل»

        سلام رضا جان

        ممنونم که به بنده لطف دارین و وقت میزارین و دیدگاهم رو مطالعه میکنین.
        در ارتباط با فیلم همین نامش مارو مجبور میکنه که به دید نمادین بهش نگاه کنیم اما اگر از دیدگاهی جز نمادین بودن بخوایم بهش دقت کنیم درست فرمودید همین محبت های زیاد و خرید هدیه های گرون قیمت برای پسر باعث شده که پسر این دیدگاه رو داشته باشه که پدرش با اشتباه مرد کشته شده.
        همچنین چون این فیلم سورئال هست واون نکته که پسر مدام دنبال این بوده تا وجه اشتراکی بین خودش و پدرش پیدا کنه و همین دفت زیادش و رفتار مرد باعث شده که این دیدگاه شکل بگیره توی ذهنش…
        کلیدی ترین جمله هم اینه که نزدیکترین چیز به عدالت اینه که تو یکی از اعضای خانواده منرو کشتی و من باید یکی از اعضای خانواده…
        (اما باید نمادین به این فیلم نگاه کرد.)

        در مورد رابطه شبانه زن و مرد هم دیدگاه من اینه که چون مرد به عنوان پزشک جراح در طول روز همواره با بدن های سرد و و بی حسی در ارتباط بود که به طور بیهوش روی تخت دراز کشیده بودن باعث شده بود تا محرکه جنسی مرد واسه رابطه این حالت باشه همونطور که میبینیم مرد وقتی زن دراز کشیده اول کمی با خودش به اصطلاح ور میره و بعد زن کامل در اختیارش هست (دقیقا مثل یه ادم بیهوش و مرده)… (البته مواردی که شمام اشاره کردین میتونه دلیلی بر این حالت مرد باشه)…
        این کارگردان واقعا دیدگاه خاص و فیلمای خاصی داره اما در ارتباط با اینکه چرا تلاش میکردن تا نزدیک بشن به مرد اولین کسی این اینکار رو کرد پسر بود که ابتدا موهاشو کوتاه کرد و بعد با همون حالت کشیده میگفت من میرم درختارو آب بدم و حتی به پدر گفت میخوام دکتر قلب بشم ( به مادر گفته بود دکتر چشم و مدیر مدرسه گفت در فیزیک و ریاضی خوبه)…
        و پسر سعی کرد به دختر بفهمونه که منو بیشتر دوست دارن و بهش گفت برام پیانو خریدن ماه دیگه میرسه در حالی که مادر گفت هنوز اقدام نکردیم.
        در مرحله بعد دختر بعد از حرف پسر اول رفت داخل زیر زمین و به پسر التماس کرد و وقتی از اون نا امید شد خودش شروع کرد به تلاش که اون جایی واسه رفتن نداشت و بیرون رفتنش تنها واسه این بود که میخواست شرایطی رو محیا کنه که بگه به پدر نزدیکتر بشه در حالی که مدام دم از رفتن میزنه و از خانوادش ناراضی هست پس گفت منو قربانی کن تا خودشو بهتر جلوه بده…
        در مرحله آخر مادر بود که هم دختر هم من بیننده میدونیم که پسر رو بیشتر دست داشت اما این زن به عنوان یک دکتر که پیرو منطق و مقرارته با خودش به این نتیجه رسید که یکی ازفرزندان باید بمیره و گفت ما توانایی بچه دار شدن مجدد رو داریم، میتونیم از لقاح مصنوعی استفاده کنیم… بعدشم سعی کرد از نظر جنسی مرد رو جذب کنه و در پرده آخر لباس مورد علاقه مرد رو پوشید…
        زن به فکر رهایی بود و کارش با پزشک بیهوشی توی ماشین نشون دهنده این بود که حاضره هر چیزی رو قربانی کنه…(هیچ زنی بعد از کشته شدن فرزند توسط همسرش حتی حاضر نیست توی صورت مرد نگاه کنه که اون صحنه آخر که خانوادگی بیرون رفتن میخواست منطق زن رو هم به تصویر بکشه)
        مرد آخر اون کاری که ازش میکرد رو با انتخاب تصادفی انجام داد و صورت مسئله رو پاک کرد…
        حالا باز رضا جان صحنه آخر توی کافه هم نکته زیاد داره…
        دختر غذایی که سفارش میده اول سیبزمینی سرخ کرده هارو میخوره که نشون میده دقیقا همون اتفاقی که اول باید می افتاد افتاد (شایدم به این اشاره داشته باشه که کچاب نماد خون هست و دختر باید کشته میشد طبق داستان اسطوره که ازش گذشت)
        اما ته فیلم وقتی تموم شد دوباره جمله کشتن گوزن مقدس نقش بست که نشان از این داره که اتفاقی که باید می افتاد افتاد…

        حتما فیلم دندان نیش و خرچنگ رو ببین رضا جان.

        1. سلام جناب ابراهیمی
          هیچ قسمتی برام نموند که نفهمیده باشم
          هوش خیلی بالایی دارین و ذهنتون بیش از اندازه بازه
          جدا اگه بارها فیلم رو میدیدم بازم نمیتونسنم بفهمم
          خیلی خیلی خوشحالم که شمارو اینجا پیدا کردم
          از لاوین مووی خواهشمندم چند فیلمی که دوست خیلی عزیزمون اقای ابراهیمی گفتن رو اضافه کنه که امروز دیدم فیلم نوح که تو فیلم مادر جناب ابراهیمی معرفی کردن رو گذاشتین و من تا الان موفق به دیدن اون فیلم نشدم
          امشب هم میبینمش هم نظر میزارم
          جناب ابراهیمی تشکر ویژه

          1. سلام رضا جان

            بسیار از شما ممنونم و بنده هم بسیار خوشحالم که میتونیم دیدگاه هامون رو با هم به اشتراک بزاریم.

            فیلم نوح رو که اونجا گفتم منظورم این بود که با دیدنش ما با مسیر فکری این کارگردان و عقایدی که داره آشنا میشیم (و الا خودم خیلی نپسندیدم اون فیلم رو)

            بنده هم از بابت این همه لطفی که به من دارین ازتون متشکرم

    2. آقای ابراهیمی سلام
      تمام نقداتونو خوندم ، نقد سایر دوستان رو هم خوندم
      ابهاماتم ، سوالاتم که لیست کرده بودم همه حل شد
      این جور فیلم ها به نظرم علاوه بر دقت زیاد و نکته سنجی و … یه چیزه دیگه هم برای فهمیدنشون لازمه
      اونم چیزیه که شما دقیقا میدونید و گفتیدش
      من اول با داستان حضرت ابراهیم اشتباه گرفته بودم اما شما گفتید به داستان دیگه ای اشاره داره
      فهمیدم که اشتباها موسکو رو گرفتم!
      شاید اگه خیلی از دوستان هم نقد کنن باز جای ابهامای زیادی میموند چون اون داستانی که شما میدونینو نمیدونستن!
      به تصویر کشیدن یه داستان یونانی، که از یه کارگردان یونانی اگه اشتباه نکنم بعید نیست
      فکرم نمیکنم هیچ وقت هرگز بتونم انقد نکته سنج باشم! تقریبا کل فیلمو تک تک صحنه هاشو نکته گرفتید و توضیح دادین که این نقداتون مثل این فیلم شاهکاریه برای خودش
      امیدوارم بازم که فیلم های نابی مثل این فیلم اومد نقدای شما رو ببینم و بخونمو لذت ببرو و از همه مهمتر فیلم رو درست بفهمم
      خیلی ممنونم ازتون
      از ادمین عزیز هم ممنون مشم اگه دو تا فیلمی که آقای ابراهیمی گفتن رو در سایت قرار بدن و ممنون تر میشم اگه که لطف کنن و بعد از قرار دادن اطلاع هم در این پست بدن
      در کل خیلی خوشحال شدم که امشب یه فیلمی دیگه رو هم به کمک دوستان فهمیدم

      1. سلام نگاه جان…
        شما نسبت به بنده لطف دارید. بنده در حد و اندازه تعریفای شما نیستم و تنها دیدگاهم رو از فیلم گذاشتم.
        خیلی خوشحالم که دیدگاه بنده بهتون کمک کرد تا بهتر فیلم رو متوجه بشید.
        بازم ممنونم ازتون که وقت میزارید دیدگاه های بنده ر مطالعه می کنید.

  7. دوستان ممنون که توضیح دادین
    از ادمین محترم میخوام دو فیلمی که امیر ابراهیمی معرفی کردن رو قرار بدین
    خیلی از این سبک فیلما خوشم میاد

  8. «حاوی اسپویل»

    سلام
    همتون بیشتر راجب نقاط قوت فیلم بحث کردین اما یه نقاط ضعفی داشت که به نظرم نسبت به فیلم های قبلی این کارگردان ضعیف تر بود
    اون جایی که مارتین اومد استیون رو دعوت کرد به خونه خودش و استیون اومد مادر مارتین قصد نزدیکی به استیون رو داشت و چقدر ساده و با شجاعت تمام این کارو انجام داد مگه میشه یه زن انقدر رقت انگیز باشه؟ بعد چطور میشه پسر از خون پدر نگذره اما مادر حاظر بشه با همون مرد حتی….؟؟؟؟!!!
    چطور میشه استیون بیاد اجازه بده مارتین با دخترش باشه؟ یعنی انقدر بهش اعتماد داشته؟ درحالی که قسمتی دیگه از فیلم داره همین شخصیت رو نغض میکنه که عرض میکنم خدمتتون
    اون جایی که پسر استیون اومد گفتش من سگو ببرم گردش خواهرم بیاد گلارو اب بده و استیون گفت سنت کمه و خطرناکه
    خب اونوقت بیاد همچین اجازه ای به مارتین بده و اجازه بده پاشو اینقدر تو زندگیش دراز کنه؟ پس اگه همچین اعتماد بالایی به همه چی داشته چطور الکل خورده و منجر به مرگ شخصی شده؟؟
    به نظرم شخصیت استیون یه مقدار مختلف هست و همین طور که استاد امیر ابراهیمی گفتن بیشترین چیزی که تو فیلم موج میزنه غرور هست
    پس چرا غرور بعضی جاها در شخصیت این ادم وجود نداشته؟

    1. «حاوی اسپویل»

      سلام نیما جان
      بله مشخصا هر فیلمی نقطه ضعف و قوت خاص خودش رو داره…
      در ارتباط با سوال اولتون مادر مارتین نمونه یک زن نیازمند و درمانده بود که بعد از از دست دادن همسرش هیچ چیزی نداشت و چندین جا اشاره شد که مادرش بیکاره و وقتش رو تنها توی خونه میگزرونه پس با دیدن یه مرد موفق به سمتش جذب شد و تنها کاری که توی این مدت انجام داده بود تلاش برای زیبایی ظاهر و اندام مناسب بود پس این نکته بهش جرات اینو داد که پا پیش بزاره واسه رابطه با استیون.
      و همچنین این دیدگاه پسر بود که مرد باعث مرگ پدر شده ( دلایل این دیدگاه رو توی کامنتای گذشته عرض کردم) و جاییی گفته نشد که دیدگاه مادرم این بوده پس دیدگاه مادر این بوده که عمل همسرش موفقیت آمیز نبوده و در کل هیچ جای فیلم به من بیننده گفته نمیشه که مرد مقصره و ما تنها با قرار دادن شواهد و ظواهر کنار هم به این نتیجه رسیدیم.
      استیون خبر نداره که مارتین با دخترشه و تنها چیزی که میدونه اینه که یک بار اونو رسونده و در کل استیون از وضعیت فرزندان آنچنان خبری نداره (تنها میدونه دختر در گروه موسیقی هست و حتی تا به حال مدرسه فرزندانش نرفته بود) و دختر مدام به مادر دروغ میگه که خونه دستش کلیر بوده…
      استیون شخصیت خیلی خاصی داره نیما جان ( میبینیم که خیلی راحت در جمع سر میز راجب عادت ماهانه دخترش صحبت میکنه و خیلی چیزارو بی پرده میکه) و مهمترین ویژگیش غرورشه و هرگز قبول نمیکنه که اشتباه کرده و یه جا توی دیالوگ میگه دکترای جراح مقصر نیستن بلکه دکترای بیهوشی مقصر مرگن و … و بعضی قسمتی فیلم اونقدر بهش فشار میاد و توی اوج ناتوانی هست که به اجبار از غرورش کم میکنه مثل زمانی که واسه پسرش یکی از رازهای زندگیشو میگه…
      یه جورایی کل فیلم توی صحنه آخر و کافی شای خلاصه میشه مرد اینقدر مغروره که بعذ از این همه اتفاق حتی نیم نگاهی به پسر نمیکخ و هر زمان روشوو برمیگردونه تا زاویه ای میچرخه که پسر توی دیدش نباشه…
      برنده این فیلم دختر هست که از ابتدا اگر داستان رو بدونیم منتظریم که دختر مرد خونبهای گوزن مقدس باشه اما پسر قربانی میشه و لحظه آخر و هنگام خروج لبخند محو روی صورت دختر دیده میشه و پدر نیز تاوان غرورش رو میبینه…
      اما بزرگترین مفهوم فیلم عدالت هست و این جمله که پسر میگه نزدیکترین چیزی که به عدالت میبینم این کار هست… (و اینکه اخر اتفاقی که باید می افتاد افتاد)

      1. استادٍ من سلام (امیر ابراهیمی)
        یادم میاد وقتی سنم کمتر بود و فیلم هایی مثل این رو میدیم که پر از محتوا باشه تو دلم میگفتم چه فیلم چرت و پرت و خسته کننده ای ساختن
        بزرگتر که شدم و وقتی دوباره فیلمو دیدم فهمیدم فیلمش عالی بوده و من عاجز از فهمیدنس بودم
        چیزایی که شما الان گفتین رو اصلا بهش دقت نکرده بودم و نفهمیده بودم
        از ارسال این دیدگاهم پشیمونم
        هنوز اونقدر بزرگ نشدم که بتونم همچین فیلمی رو درک کنم
        به قول نگاه عزیز موسکو رو گرفته بودم :))
        خیلی زیاد سپاسگذارم برای اینکه نظر کاملا اشتباه من هم خوندین و روشنم کردین

        1. سلام نیما جان
          خواهش میکنم اینطوری نگو پشیموین واسه چی اتفاقا زیبایی این موضوع در این هست که راجب فیلم با هم بحث کنیم و نظراتمون رو بگیم تا تهش به یک نتیجه واحد و دید بهتری از فیلم برسیم.
          شما سرور بنده هستین و بنده از آشنایی و برقراری ارتباط با شما بسیار خوشحالم..
          ** راستی هم شما شما نیما جان هم دوستان دیگه خواستم عرض کنم بنده لیاقت اینکه بهم بگین استاد رو ندارم و تنها نظرم رو بیان میکنم و امید دارم که با صحبت متقابل با همدیگه رفته رفته بیشتر متوجه فیلم بشیم.
          خیلی خوشحال میشم که از این به بعد بنده رو امیر یا امیر ابراهیمی خطاب کنید…
          (آخه واقعا اونقدر علم و آگاهی ندارم که لایق این لقب و کلمه باشم)

        2. نیما جان اقای ابراهیمی درست میگن تا بحث به وجود نیاد که نمیشه به درک درستی از فیلم رسید
          من خودم خیلی سوال میپرسم چون بعضی قسمتارو کامل نمیتونم بفهمم
          اصلا به وجود اومدن سوال باعث فهمیدن فیلم میشه چون باید جواب براش پیدا کنی
          استاد ابراهیمی شمام این حرفارو بزارین کنار با خوندن یک دیدگاه شما تو هرفیلمی میسه فهمید به خوبی فیلمو میفهمین

          1. دقیقا رضا جان.
            بحث راجب هرچیزی باعث درک بهتر اون موضوع میشه.
            ازت ممنونم بنده شاگرد شما و دوستان عزیز هستم.
            و شما همگی نسبت به بنده حقیر لطف دارید.

  9. وای به حال روزی که عدالت اجرا بشه
    هیچی جلو دارش نیست
    بدون شک بزرگترین کارگردان هست
    همچنین بدون شک بهترین فیلمی بود که تاحالا دیدم

  10. سلام و عرض ادب؛
    این چند روز منتظر نسخه PSA 720p x265 بودم (اول فقط 720p mkv ریلیز کرده بود) و الآن که سر زدم ببینم کیفیت موردنظرم اضافه شده یا نه، یهو چشمم افتاد به نظرات دوستان…؛ از یه طرف خوشحال شدم که کم‌کم داره جمع دوستان سینمادوست اینجا «جمع» می‌شه و از یه طرف هم.. دروغ چرا، بعد از خوانش نظرات یه مسئله‌ای که باعث شد از این کار پشیمون شم، این بود که دوستان مقوله “اسپویل” و به‌قولی لو دادن موضوع، داستان و محتوای فیلم رو رعایت نکرده بودن.
    در برخی از سایت‌های سینمایی بخش نظرات به‌گونه‌ای طراحی شده که دیدگاه‌های حاوی اسپویل منتشر می‌شن منتهای مراتب به این شکل که مخاطب رو از خطر لو رفتن داستان آگاه می‌کنن و دیدگاه‌های حاوی اسپویل هم مخفی هست و در صورتی که کاربر بخواد مشاهده‌شون کنه، با یه کلیک، به نمایش درمیان. البته برای سایت نوپایی مثل «لاوین‌مووی» -که حالا حالاها جا برای پیشرفت داره- شاید کمی زیاده‌خواهی باشه که انتظار داشته باشیم در همین ابتدای راه سایتی بی‌نقص و همه‌چی‌تموم باشه.
    (البته ویکتور جان؛ داخل پرانتز این رو بگم که امیدوارم به‌تدریج و به مرور زمان به سمت تکامل حرکت کنید و هر روزی که می‌گذره بهتر از روز قبل باشید. حقیقت امر اما، نه در این جایگاه هستم و نه شخصیت‌ام اجازه می‌ده که طلبکارانه ازتون بخوام که فلان آپشن و بهمان بخش رو به سایت‌تون (بخونید سایت‌مون) اضافه کنید ولیکن با صلاح‌دید و اجازه‌تون، این حق رو برای خودم و سایر کاربرها (درصورتی که تمایل داشتن البته) قائل‌ام که اگه کمی‌وکاستی‌ای مشاهده کردیم و می‌کنیم و یا پیشنهادی داریم، با شما درمیون بذاریم تا درصورتی که صلاح دونستید و امکانات‌تون هم این اجازه رو بهتون می‌ده، اون‌ها (دیدگاه‌ها، نظرات و پیشنهادها) رو لحاظ و عملی و کاربردی کنید.
    از دوستان عزیز یه خواهش کوچولو داشتم؛ اگه امکان‌اش هست درصورتی‌که دیدگاه و نظرتون حاوی اسپویل هست، در ابتدای اون ذکر کنید تا مطالعه اون رو بذاریم برای زمانی که فیلم رو تماشا کردیم. قدرمسلم چه من (نوعی) که هنوز فیلم رو تماشا نکردم و چه سایر دوستانی که فیلم رو دیدن از این حق برخورداریم تا درباره کم‌وکیف اون سؤال کنیم یا بعد از دیدن‌اش به بحث و تبادل‌نظر و اشتراک‌گذاری دیدگاه‌هامون بپردازیم. باور کنید منی که این فیلم رو ندیدم، نظرات رو که خوندم به‌نوعی انگار فیلم رو با دقت و تمام جزئیات‌اش نگاه کرده‌ام!
    امیدوارم دوستان از این مسئله استقبال کنن؛ مراعات کنیم و به هر شکلی که صلاح می‌دونیم و به نظرمون می‌رسه در ابتدای نظرمون، سایر دوستان رو از خطر لو رفتن و اسپویل داستان آگاه کنیم؛ تا ان‌شاءلله زمانی که مدیریت «لاوین‌مووی» فکری برای این موضوع بکنن و تدبیر و چاره‌ای بیاندیشن.
    سپاس از همه شما عزیزان. یاهو.

    1. سلام حامد جان، حرفت کاملا درسته و قبول دارم
      ایده خیلی جالبی دادی
      قالب جدید رو که فعال کردیم این امکانات رو کم کم اضافه میکنیم که کامل تر بشه
      مطمئن باشین تمام امکاناتی که شما و سایر دوستان میخواین بعد از تعویض قالب به مرور اضافه میشه
      مرسی که ساده نمیگذری و به فکر ما و سایر دوستان هستی

    2. حامد جان شما کاملا درست میفرمایید…
      باورتون نمیشه چقدر ناراحت که تجربه دیدن این فیلم رو براتون خراب کردم.
      اتفاقا دیشب توی این فکر بودم که ای وای من یه خطر اسپویل نزاشتم و هر کس بخونه فیلم براش اسپویل میشه و متاسفانه امکان ویرایش کامنت هم وجود نداشت.
      اما چشم بنده از این به بعد حتما خظر اسپویل زو مینویسم و از شما و دیگر دوستان عذر میخوام.
      انشالله توی قالب جدید سایت ادمین ویکتور و دیگر دوستان لطف میکنن و امکان ویرایش نظرات رو اضافه میکنن.
      اینقدر توی این چند مدت به ادمین ویکتور زحمت دادم که دیگه خجالت میکشم اینطور چیزارو بگم.
      واقعا ممنونم از سایت خوب لاوین مووی

      1. نه امیر جان این چه حرفیه هر ایده و درخواستی داشته باشین با جون و دل میپذیریم و عملیش میکنیم
        به زودی این امکانات رو اضافه میکنیم

        1. ممنونم ویکتور جان…
          مرسی که اینقدر زحمت میکشی واسه این سایت که همه دوستش داریم
          و ممنون حاوی اسپویل رو اضافه کردی…

          واقت دست مریزاد

          1. خواهش میکنم امیر جان ممنونم که با تمام عیب و ایراداتی که لاوین مووی داره بازم مارو تحمل میکنین

      2. سلام؛
        فدای سرت امیر جان؛ پیش میاد. درعوض، من‌بعد همین‌جا با دوستان سینمادوست و فیلم‌بازی چون شما (که در لاوین‌مووی آشنا شدیم) درباره موضوع مورد علاقه‌مون صحبت می‌کنیم و تجربیات و حتی احساسات‌مون در مورد فیلم/سریال ها رو به اشتراک می‌ذاریم و استفاده می‌کنیم؛ اگه تمایل داشتید البته. (زحمت ویکتور عزیز فقط بیشتر می‌شه!)
        این، به نظرم خیلی ارزشمندتر از تماشای یه فیلم هست. ضرب‌المثل ماهی و ماهی‌گیری رو که حتما شنیدی؟ به نیمه پر لیوان اگه فکر و نگاه کنیم؛ از دست رفتنِ یه ماهی کجا و یادگیریِ ماهی‌گیری کجا؟! (می‌دونم! شاید مثال‌ام باعث تعجب شده باشه و چندان هم مصداق و ارتباطی نداشته باشه اما، به‌گمونم بی‌شباهت هم نیست و یه‌طورهایی منظورم رو می‌رسونه! ;))

        1. سلام مجددحامد جان
          حتماااا…
          خیلی خوشحال میشم که اینطور باشه و بتونیم هم دوستان خوبی برای همدیگه باشیم و هم در کنار هم فیلمارو بهتر متوجه بشیم.

          آره دیگه مثل همیشه فقط زحمت داریم واسه ادمین عزیز

  11. همچنین تشکر از ادمین عزیز که دو تا فیلمی که دوست خوبمون آقای ابراهیمی معرفی کرده بودن دددیدم الان اضافه کردین به فیلماتون
    از شما هم ممنونم

  12. «متن زیر از خانم امیلی یوشیدا از ولچر»

    پس از ساخت فیلم‌های گروتسکی چون دندان نیش، آلپ و لابستر ( که ادمین هم گذاشته )به نظر می رسد که یورگیوس لانتیموس همانند وس اندرسون در دوران معاصر بدل به یک سینماگر مولف شده است. به واقع شما می توانید بدون پیش آگاهی و صرفاً با دیدن چند پلان از یکی از فیلم‌های لانتیموس حدس بزنید که با اثر کدامیک از فیلمسازان جذاب معاصر سر و کار دارید. لانتیموس اکنون در چنین جایگاهی قرار دارد.
    فیلم جدید با نمایی بسته از یک قلب در حال تپش آغاز می‌شود. لانتیموس البته عادت دارد که فیلم‌هایش را با تصاویری برانگیزاننده و پرتنش آغاز کند. اگر«لابستر» را دیده باشید می دانید ان فیلم نیز چنین آغازی داشت. زنی در حال رانندگی ماشین را متوقف می کند و سپس بعد از پیاده شدن به سوی خری که در کنار جاده مشغول چریدن است بی رحمانه شلیک می کند. شروعی تکان دهنده و متهورانه که البته منطقش را در ادامه‌ی داستان فیلم لانتیموس پیدا می کند.
    از اینجا به بعد فیلم اسپویل میشود.


    «متن زیر از آقای جیمز برادینلی»

    «کالین فارل»، در نقشی کامل لایق آن ایفای نقش میکند. او نقش «استیون مورفی» جراح قلب پرآوازه‌ای را بازی میکند که ریش جوگندمی‌‌اش او را برجسته ساخته است. «استیون» که زنی زیبا بنام «آنا» (نیکول کیدمن) و فرزندانی باهوش بنام‌ های «کیم» (رافی کاسیدی) پانزده ساله و «بابی» (سالی سوجیک) دوازده ساله دارد، شخصیتی عجیب و غریب دارد. در زمان نزدیکی با «آنا» دوست دارد او تظاهر به تحت تاثیر قرار گرفتن از داروی بیهوشی بکند. او بدون خجالت در یک مهمانی و سر میز ناهار، درمورد اولین عادت ماهانه دخترش صحبت می‌کند. همچنین این شخصیت قصه ما، رفاقتی عجیب‌الباور با پسری شانزده ساله، بنام «مارتین» دارد که، از قضا پدرش زیر تیغ های جراحی خودش جان سپرده.
    ماهیت دوستی دکتر «استیون» اولین رازی است که بیننده باید آن را حل کند. مشخص است که اتفاق نامعمولی درحال افتادن است، اما «لانتیموس» آن را آشکار نمی‌کند. شاید همگی در حین دیدن فیلم فکر کنند که دلیل اینکار «استیون» جنسی است، اما همین که جلوتر می‌رویم، مشخص میشود که این فرضیه اشتباه است. وقتی «مارتین» خود را وارد زندگی «استیون» میکند و با دخترش «کیم» دوست میشود و قریضه های شکارچی گونه خود را نشان می‌دهد، در ناخودآگاه ما، فیلم «جذابیت مرگبار» (Fatal Attraction) تداعی میشود. دلیل اصلی اینکار او، ریشه فلسفی دارد؛ فلسفه‌‌ای که می‌گوید زندگی کردن تاوانی دارد و اگر این تاوان را گرامی نداریم، نتیجه حاصله، نابودکننده میشود. اینجاست که همگی یاد فیلم «انتخاب سوفی» (Sophie’s Choice) می‌‌‌افتیم.
    «کشتن یک گوزن مقدس» (The Killing Of A Sacred Deer) بر داستانی از اساطیر یونان اشاره دارد که پادشاه «آگاممنون» در بیشه مقدس «آرتمیس»، گوزنی را به صورت اتفاقی می‌کشد. این توهین او به خدایان موجب می‌شود که به او دستور داده شود که به خاطر جبران اینکار او، باید دخترش «اینفیگنیا» را قربانی کند. این افسانه، هسته اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد و داستان را تبدیل به داستانی درمورد عواقب غرور بکند.
    «کشتن یک گوزن مقدس» (The Killing Of A Sacred Deer)، روشی منحصر به فرد دارد و در آن از ترکنیگ شات‌‌های زیادی استفاده شده است. موسیقی فیلم مملو از حس نابهنجاری است و به خوبی عدم آرامش موجود در فیلم را منعکس میکند. تماشای فیلم حس استرس و ناراحتی را برای بیننده به ارمغان می‌‌‌‌‌آورد. سبک فیلم سوررئال است؛ اعمال و انگیزه شخصیت ها و دیالوگ ها، غریب به اتفاق به استادی نوشته شده‌‌اند.
    شاید عجیب ترین صحنه فیلم که باعث شود بی‌قاعدگی فیلم بیشتر جلوه کند، صحنه‌ای باشد که «مارتین»، «استیون» را به خانه میاورد. مادر «مارتین» (با بازی «آلیشیا سیلوراستون» چهل و یک ساله)، بعد از دیدن «استیون»، با شجاعت تمام، تصمیم به اغفال کردن او میگیرد و همین شجاعت بی‌حد و حصر او باعث میشود که فیلم ورای رقت انگیز شود. حتی در فیلمی که مملو از لحظات عجیب و غریب است، این صحنه، پا را فراتر از حد گذاشتن، قلمداد می‌شود.
    همه بازیگران به خوبی خط مشی «لانتیموس» را درک و بخوبی ایفای نقش کرده‌اند. «فارل» که پیش از این در فیلم «خرچنگ» (The Lobster) همین کارگردان بازی کرده بود، سبک و روش کارگردان را می‌داند و کاملا استادانه آرام آرام ماهیت شخصیت خودش را لو می‌دهد. «نیکول کیدمن» که هیچگاه از بازی صحنه های مستهجن ابایی ندارد، گامش را به اندازه نقشش در «چشمان کاملا باز» دراز میکند. (برحسب اتفاق، این دومین فیلمی است که امسال، «فارل» و «کیدمن» در کنار هم بازی کرده اند. فیلم دیگری «فریب‌خورده» (The Beguiled) است). سه بازیگر نوجوان، «رافی کسیدی»، «سانی سالجیک» و «بری کوگان» ریسکی را پذیرفته‌اند که بخوبی از پس آن برآمده‌اند. «آلیشیا سیلوراستون» هم بخوبی شخصیت «چر» در فیلم «بی سر نخ» (Clueless) را از یاد ما برده است و غرق کاراکتر حالش کرده است.


    «متن زیر از آقای پیتر دبروژ از ورایتی»

    کشتن گوزن مقدس که با برداشت منحرفانه گاها به مایه‌های ابزورد و پوچی می‌رسد، ایده‌ی محوری خود را بر پایه‌ی عدالت و عواقب آن بنا نهاده. . این یک فیلم هنری است و لانتیموس حق دارد که مخاطب را به چالش کشیده و احساسات او را برانگیخته کند، در عین حال رویکرد به ظاهر سنگ‌دلانه‌ی او به چنین معمای غیر ممکنی نمی‌تواند باب میل هر تماشاگری باشد.
    با این حال، با حضور «کالین فارل» و «نیکول کیدمن» به عنوان زوج اصلی داستان می‌توان انتظار جذب مخاطب عام را داشت. خصوصا با درنظرگرفتن این نکته که همکاری لانتیموس با نویسنده گمنامی چون «افتیمیس فیلیپو» قبلا هم افاقه کرده و آن‌ها توانستند برای فیلمنامه‌ی فیلم خرچنگ نامزد اسکار شوند. همانطور که گفته شد، کشتن گوزن مقدس فیلمی معمولی در ژانر ترسناک نیست و مردم هنوز می‌توانند فیلمنامه‌های سادیستی که برنده‌ای در آن‌ها وجود ندارند را تشخیص دهند، پس به همین دلیل شاید فیلم‌های این‌چنینی را دوست نداشته‌باشند (مثل همان اتفاقی که برای فیلم بازی‌های مسخره اثر «میشائیل هانکه» افتاد هنگامی که هانکه آن را در آمریکا بازسازی کرد).

    با وجود این که نقش «کالین فارل» در این فیلم به ژولیدگی و غرابت نقش او در خرچنگ نیست، اما باز هم نشان داده که از آن شخصیت و پرسونای درنده‌خویی که با آن شهرت یافت بسیار فاصله گرفته. او در نقش استیون، جراح قلبی بازی می‌کند که در ظاهر شخصیتی بااعتمادبه‌نفس و قوی و در باطن بی‌جربزه را دارد؛ همانند کاراکتر «داستین هافمن» در فیلم سگ‌های پوشالی. ظاهرا اوضاع در خانه مرتب است. او با همسر چشم‌پزشک خود «آنا (نیکول کیدمن)» و دو فرزندش، «کیم (رافی کسیدی)» 14 ساله و «باب (سانی سولجیک)» زندگی می‌کند. ولی یک نت ناموزون ویلن خبر از اتفاقی ناگوار می‌دهد. زندگی زناشویی این زوج نیز با وجود پیچ و تاب فراوان رو به راه است.
    اوضاع هنگامی که استیون برای مدتی از خانواده‌اش دور می‌شود چندان مرتب پیش نمی‌رود. او مکررا با مرد جوانی به نام «مارتین (بری کئوگهان)» مواجه می‌شود. استیون سعی دارد با خریدن هدایایی چون یک ساعت گران‌قیمت این پسر را تطمیع کند ولی بی‌فایده است، در نتیجه دکتر، مارتین را برای شام به خانه‌اش دعوت می‌کند. روزی که مارتین به خانه‌ی دکتر می‌رود، همه‌ی اعضای خانواده در نهایت ادب رفتار می‌کنند در حالی که تمایل عجیبی برای بروز اطلاعات شخصی خود به بقیه دارند؛ روشی عجیب برای ایجاد صمیمیت و نزدیکی میان کاراکترها. کیم اعلام می‌کند که اولین عادت ماهیانه خود را پشت سر گذاشته و باب در صدد این است که دریابد آیا موهای زیر بغل مارتین رشد کرده‌اند.
    با وجود این که نقش «کالین فارل» در این فیلم به ژولیدگی و غرابت نقش او در خرچنگ نیست، اما باز هم نشان داده که از آن شخصیت و پرسونای درنده‌خویی که با آن شهرت یافت بسیار فاصله گرفته… اگر این فیلم را یک تراژدی بدانیم، می‌توان آن را یک ارتباط مستقیم میان فیلم و سنت دراماتیک یونان باستان دانست که در آن شخصیت‌هایی تاریخی در مخمصه‌های عجیبی گرفتار می‌شدند که شاید برای تماشاگر امروزی قابل هضم نباشد. این فیلم را می‌توان آخرین و بارزترین مثال موج عجیب سینمای یونان در طی سال‌های اخیر عنوان کرد.
    سرانجام یک روز، باب نمی‌تواند از رخت خوابش خارج شود. چون پاهایش بی‌حس شده‌اند و باید سریعا به بیمارستانی که استیون در آن کار می‌کند منتقل شود. همکاران استیون با دیدن این صحنه دست‌پاچه می‎‌شوند ولی مارتین از قضیه آگاه است و می‌گوید: «هر دوی ما منتظر این لحظه‌ی حیاتی بودیم.» دست تقدیر دکتر را دچار مشکل کرده و چون کاری را که باید انجام می‌داد انجام نداد، حال یک فرد بی‌گناه باید تاوانش را پس بدهد.
    بهای این کار بسیار سنگین است؛ استیون باید یکی از اعضای خانواده‌اش را قربانی کند. هنگامی که ما از مخمصه‌ای که گریبان استیون را گرفته مطلع می‌شویم قبل از این که بدانیم او چرا مجبور به انجام چنین کاری است، این حقیقت نه تنها حس همذات‌پنداری بیننده را برمی‌انگیزد بلکه تصور بیننده درباره‌ی قربانی بودن او را نیز به چالش می‌کشد. اما قضیه به این سادگی‌ها نیست و با یک تغییر دیدگاه، همذات‌پنداری ما نسبت به استیون نیز تغییر می‌کند. در حقیقت، استیون پست‌ترین انسان است؛ بزدلی که نه تنها مسئولیت کارهای گذشته‌ی خود را به گردن نمی‌گیرد بلکه جرات انجام کاری که اکنون از او خواسته شده را هم ندارد.
    هنگامی که از رنج و ناراحتی مفرط صحبت به میان می‌آید، یاد آثار کلاسیک هنرمندانه‌ی کوبریک در خاطرمان زنده می‌شود. اگر این فیلم را یک تراژدی بدانیم، می‌توان آن را یک ارتباط مستقیم میان فیلم و سنت دراماتیک یونان باستان دانست که در آن شخصیت‌هایی چون آگاممنان و مدئا در مخمصه‌های عجیبی گرفتار می‌شدند که شاید برای تماشاگر امروزی قابل هضم نباشد. این فیلم را می‌توان آخرین و بارزترین مثال موج عجیب سینمای یونان در طی سال‌های اخیر عنوان کرد.
    بازی بازیگران هم گمراه‌کننده است، چرا که کارگردان عامدانه دیالوگ‌هایی را در فیلم گنجانده که به ندرت احساس واقعی کاراکترها را بروز می‌دهند. با پیچیدگی‌های عجیب فیلمنامه، بیننده نمی‌تواند حدس بزند که سرانجام چه خواهد شد… کشتن گوزن مقدس هجمه‌ای است بر تفکرات پاتریارکی، که در آن پدری با جایگاهی متزلزل سزای غرورش را می‌بیند. مطمئن باشید، لانتیموس به این آسانی‌ها بیخیالش نمی‌شود!
    لانتیموس به گونه‌ای فیلمنامه را نوشته که شگفتی‌های داستان در لایه‌های مختلف خود را بروز می‌دهند و با پیچیدگی‌های عجیب آن، بیننده نمی‌تواند حدس بزند که سرانجام چه خواهد شد. حتی بازی بازیگران هم گمراه‌کننده است، چرا که کارگردان عامدانه دیالوگ‌هایی را در فیلم گنجانده که به ندرت احساس واقعی کاراکترها را بروز می‌دهند. کارگردان به جای آب و تاب دادن بیهوده‌ به داستانش، مکالمات کوتاه یکنواختی را در فیلمش قرار داده که بیننده را جذب می‌کند. هیچ‌کدام واضح تر از آن صحنه‌ی تمنای جنسی توسط «آلیشیا سیلورستون» در تک صحنه‌اش در نقش مادر مارتین نیست که می‌گوید: «تا طعم منو نچشی نمیذارم بری!»
    خوشبختانه، فارل و کیدمن در نمایش مفهوم ضمنی هر سکانس به طرز حیرت‌انگیزی موفق عمل کرده‌اند. آن لحظه‌ای را به یاد بیاورید که استیون از آنا درخواست می‌کند که همراه او به زیرزمین بیاید. آیا استیون، آنا را به عنوان قربانی خود انتخاب کرده؟ آیا زمان آن فرا رسیده؟ هیچ‌کدام از دیالوگ‌ها حقیقت وقوع فاجعه را تصدیق نمی‌کنند (به گونه‌ای که حتی جاسوسان وزارت اطلاعات آلمان شرقی هم اگر به این دیالوگ‌ها گوش بدهند نمی‌توانند بفهمند چه چیز در حال جریان است)، ولی در عین حال دو بازیگر با چشمانشان همه چیز را می‌گویند. برای یک لحظه، استیون گمان می‌کند که بر اوضاع مسلط است، اما این طور نیست. کشتن گوزن مقدس هجمه‌ای است بر تفکرات پاتریارکی، که در آن پدری با جایگاهی متزلزل سزای غرورش را می‌بیند. مطمئن باشید، لانتیموس به این آسانی‌ها بیخیالش نمی‌شود!
    دوستان امیدوارم لدت برده باشید البته اقای ابراهیمی دیگه کاملا بیان کردند و این نقد اضاف هست ولی خوندنش خالی از لطف نیست .

  13. متشکرم مهراد جان بنده کاری نکردم.
    خیلی خوشحالم که شما هم به این پست سر زدین و نظر منو خوندین.
    و همچنین خیلی کار خوبی کردی که نقد منتقدایی معروف ( جیمز برادینلی، پیتر دبروژ از ورایتی و امیلی یوشیدا از ولچر) رو قرار دادین تا دیگر دوستان هم ازشون استفاده کنن…
    واسه درک بهتر خوانندگان از ادمین محترم میخوام
    که دو پاراگراف اول رو بالاش بنویسن از خانم امیلی یوشیدا از ولچر…
    شش پاراگراف بعد از جیمز برادینلی هست که امتیاز 7.5 از 10 رو به این فیلم داده…
    ادامه نیز از پیتر دبروژ از ورایتی است که امتیاز 9 از 10 رو به فیلم داده…
    ادمین محترم بی زحمت اینارو لحاظ کن لطفا…

  14. خواهش می کنم اقای ابراهیمی عزیز خوب شد نمره ها رو گفتید اطلاعی نداشتم از اون ها
    اما اسم هاشون رو درست فرمودید؟ فکر کنم یکی ایرانی بود اگه اشتباه نکنم البته شما میگی فکر کنم درست باشه من دوباره باز چک می کنم .

    1. اره مهراد جان درسته.
      جیمز برادینلی و پیتر دبروژ که سایت نقد فارسی گذاشته که فکر کنم خودتم زحمت کشیدی از همونجا گذاشتی واسه دوستان.
      خانم امیلی یوشیدا مطمئنم که اون تکه های اول از ایشون هست و خانم نرگس جهانبخش توی سایت اکادمی هنر گوشه هاییش رو ترجمه کرده بودن که گمانم خودتم اونجا دیده باشیش.

  15. یه فیلم درجه یک مخصوص فیلم بازان حرفه ای
    از تماشا و خوندن کامنت ها بعد از فیلم لذت خاصی بردم
    پایدار باشین

    1. سلام نه هنوز نیومده
      نسخه 10bit از نسخه REMUX ریلیز میشه و بخاطر همینه که کیفیتش خوبه
      نسخه REMUX دیرتر از سایر نسخه ها منتشر میشه و حجمش حدودا بین 30 تا 40 گیگابایت هست (برای فیلم دانکرک و بلید رانر این نسخه رو قرار دادیم)
      بنابراین تا وقتی نسخه REMUX منتشر نشده هیچ انکودری نسخه 10bit ریلیز نمیکنه – ما هم نسخه های 10bit رو برای تمام فیلم ها اضافه میکنیم

  16. ممنون از سایت خوبتون. فقط یه سوالی برام پیش اومده اینکه سریال game of thrones رو پاک کردید یا کلا نذاشته بودید؟ آیا میذارید در آینده؟ دقت کردم دیدم اکثر سایت های معروف دانلود فیلم این سریال رو نذاشتن.حدسم اینه که برای جلوگیری از فیلتره…😑🙃